مؤلف مجهول
246
تاريخ سيستان
خلاف آوردند . پس احمد بن ابى الأصبع [ 1 ] را برسولى فرستاد از كرمان بسيستان ، تا همه مسلمانى برو مقاطعه كند ، احمد بن ابى الأصبع بسيستان اندر آمد روز آدينه هفت روز گذشته از صفر سنة خمس و سبعين و مائتين ، و عمرو او را كرامت كرد بسيار و بنواخت و كرمان و فارس و خراسان بده بار هزار [ 2 ] هزار درم مقاطعه كرد ، و سيستان خود خاص او بود ، و خلعت و لوا و عهد آورده بود او را داد ، و عهد بر مردمان بر خواند و عمرو احمد بن ابى الأصبع را پانصد هزار درم بداد و به نيكوئى بازگردانيد ، و دو بار هزار هزار درم بداد عمرو را [ 3 ] از آن مال بدانچه مردمان را اندر سپاه موفق شده بود ، و سبكرى [ 4 ] را عمرو ببغداد فرستاد با هديه هاء نيكو نزديك موفق ، و احمد بن ابى الأصبع با او يك جا برفت ، و سبكرى ببغداد رسيد اندر ذى القعده سنة خمس و سبعين و مائتين ، و ببغداد اندر ، موفق فرمان داد تا نام عمرو بر همه علامتها و مطردها [ 5 ] و سپرها و در خانها و دكانها
--> [ 1 ] طبرى و كامل : ابى الاصبغ . [ 2 ] در اصل « بده بار هرگز هزار درم » . [ 3 ] از عبارت بعد كه ميگويد : « بدانچه مردمان را اندر سپاه موفق شده بود » معلوم مىشود كه اين مبلغ را بعنوان غرامت جنگ عمرو ليث بموفق داده است ، در اين صورت « عمرو را » صحيح نيست و « راء » زايدست و صحيح « دو هزار هزار درم بداد عمرو از آن مال » - و ضمير « از آن مال » بايستى بمال المقاطعهء ساليانه باز گردد . [ 4 ] سبكرى ، غلام يعقوب ليث صفار بود از اسيران خلج كه ذكر وى يك بار گذشته و اين سبكرى شبيه طغرل كافر نعمت غلام آل سبكتكين است كه خاندان خداوند آن خويش را بخير خير برانداختند و خواهد آمد حديث اين سبكرى بجاى خود در اين كتاب . [ 5 ] علامت و مطرد علمهاى بلند و نيزه هاى كوتاهتريست كه گاهى هم بر پردهء آنها نقوش و اسماء نقش كنند .